تبليغاتX
دنيای يک بانوی خاموش

12 Jul 2006

حس خوب خوشبختی
 
خوشبختی از جنس یه حسه.خوشبختی نه در داشتن یه ثروت بی حده نه در یه زندگی مرفه.خوشبختی یعنی دل خوش،خوشبختی یعنی درک آرامش،یعنی حس قشنگ رضایت.
معنی خوشبختی،رخ دادن اتفاقات در جهت خواسته ما نیست.روند زندگی خیلی وقت ها بر وفق مراد ما نیست،اما خوشبختی حتی تو همون لحظه هاجاری و زنده است.خوب که نگاه کنی توی سخت ترین و تاریک ترین اوضاع،مثه درخشان ترین ستاره تو شبای تار می درخشه.ممکنه توی همون اتفاقی باشه که با تموم وجود در انتظارش بودی اما درست عکسش رخ داده.اولش ممکنه خیلی دلخور شی و از بخت بدت بنالی ، اما وقتی دلایل پنهان اون رخداد به مرور زمان برات روشن می شه به خاطر
حکمتی که توش مخفی بوده متعجب می شی و حتی می خوای با تموم وجودت به خاطرش خدا رو شکر کنی. خوشبختی همون حسی است که یه چشم تیز بین می خواد که ببینتش،یه نگاه ریزبین می خواد تا اونو بشناسه،یه دقت کافی می خواد تا بین این همه نگاه که ظرافت و دقتشون کم رنگ شده،بفهمدش. خوشبختی درک معنای ارزشمند سلامتی است که داریم ولی ازش غافل شدیم و گاهی حتی نمی بینیمش.همون نعمت ارزشمندیه که قیمت نداره.خوشبختی حس حضور و همراهی خدا در همه دقایق عمره،خوشبختی ایمان داشتن به حمایت خدا در سخت ترین و دشوارترین مسایل زندگیه.
خوشبختی قدرت نشوندن لبخند رو لب مادری است که عمرش رو با هزار امید و آرزوی شیرین صرف به این جا رسوندن تو کرده.خوشبختی حس قشنگ شاد کردن یه دل  غمگینه که وقتی تو شادش می کنی ، امید زندگی رو بهش هدیه می دی و عظمت با شکوه زندگی رو با لطف تودوباره درک می کنه. خوشبختی همون لحظه ای است که حس واضح حضور خدا تو رو از انجام دادن کاری منع می کنه.خوشبختی همون کار خیری است که دور از چشم بقیه فقط به خاطررضایت خدا با عشق انجامش می دی.خوشبختی اینه که بین این همه آدم تو مسلمونی و تو یه خانواده مسلمون دنیا اومدی.
خوشبختی تموم گرفتاری ها و موانعی است که ازش گذشتی.خوشبختیتموم سختی هایی است که با استواری پشت سر گذاشتیش ، خوشبختی اینه که تسلیم نشدی.خوشبختی اینه که کوتاه نیومدی و مسایل در بدترین حالت تو رو از رو نبرده.
حس خوب خوشبختی با همه عظمت بی اندازه، و شیرین و بی انتهاش پیشکشت.آرزو می کنم واسه همیشه در قلب مهربون تو جا داشته باشه.


  10:24 PM   شبنم   | 

7 Jul 2006

تنها تو می مانی


دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره ی دودی، از دودمان باد

از آب طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد، بوی تو می آید
تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد

از قیصر امین پور

 

گل من گریه مکن

آه

گل من گریه مکن،
 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 گل من گریه مکن
 سخن از اشک مخواه
 که سکوتت گویاست
 از نگه کردنت احوال تو را می دانم
 دل غربت زده ات، بی نوایی تنهاست
 من و تو می دانیم چه غمی در دل ماست
 گل من گریه مکن،
 اشک تو صاعقه است
 تو بهر شعله، چشمان ترم می سوزی
 بیش از این گریه مکن،
 که بدین غمزدگی بیشترم می سوزی
 گل من گریه مکن،
 من چو مرغ قفسم
 تو در این کنج قفس بال و پرم می سوزی
 گل من گریه مکن،
 که در آئینه ی اشک تو غم من پیداست
 قطره ی اشک تو داند غم من دریاست
 دل به امید ببند
 نا امیدی کفر است
 چشم ما بر فرداست


  12:12 PM   شبنم   | 

1 Jul 2006

 

گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشهء آسمون پر رنگین گمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
میشکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
میسوزه شقایق از داغ
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
گل گلدون من شکسته در باد
تو بیا تا دلم نکرده فریاد
گل شب بو دیگه شب بو نمیده
کی گل شب بو رو از شاخه چیده
گوشهء آسمون پر رنگین گمون
من مثل تاریکی تو مثل مهتاب
اگه باد از سر زلف تو نگذره
من میرم گم میشم تو جنگل خواب
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب
آسمون آبی میشه
اما گل خورشید
رو شاخه های بید
دلش میگیره
دره مهتابی میشه
اما گل مهتاب
از برکه های آب
بالا نمیره
تو که دست تکون میدی
به ستاره جون میدی
میشکفه گل از گل باغ
وقتی چشمات هم میاد
دو ستاره کم میاد
میسوزه شقایق از داغ
گل گلدون من ماه ایوون من
از تو تنها شدم چو ماهی از آب
گل هر آرزو رفته از رنگ و بو
من شدم رودخونه دلم یه مرداب


  11:38 AM   شبنم   | 

23 Jun 2006

 

 

 

 

حالا هر جا که هستی

پای هرکی نشستی     

                        بدون

این رسم رفاقت ما نبوووود

                           اخه نبووووود

اخه این قلب خسته

پای یکی نشسته

اما نمی دونست که می خواد بشکنه خیلی زوووود

                                                               خیلی زوووود

اخه ای زخم کاری

چرا اروم نداری ؟

چرا می سوزی و می سازی و می گی دردی نداری ؟

                                                                 بگوووو

                                                                           اخه بگوووو          

درد نفرین تو از درد این زخم کاری

حتی دردایی که تو تو زندگی خود داری

                                                   بد تره

ای دو رووو

تو که واسه دوستات همش

اسمون بی دریغی

باید بگم خدمت تون

                          نارفیقی نارفیقی

یادم نمیره حرفاتو

یادمنرفته تا هنوز

یادمه اتیشم زدی رفتی عقب

                                   گفتی بسوووووز

یه جوری حرفم می زنی

که من ازت بدم بیاد

اخه به من بگو چرا

                         اینقدر از من بدت می یاد ؟

تقدیم به تو ...  

 


  0:52 AM   شبنم   | 

Copyright © All Rights Reserved for http://parandekochoolo.blogfa.com