
خیلی سخته وقتی به کسی که دوسش داری اعتماد داشته باشی و بفهمی که بهت دروغ میگه بخوای بهش بگی اما به خاطر دل خودت حرفا رو توی دلت نگه داری و هیچی نگی چون می دونی اگه چیزی بگی دلش می شکنه
چون دوسش داری
باید به دروغم که شده به خودت بفهمونی که داره بهت راست می گه اما بازم نمی تونی باور کنی . اما اینو خوب می دونی هر کی بهت دروغ بگه دلت که بهت دروغ نمی گه
اما چه فایده که باید سکوت کنی باید هیچی نگی چون نمی خوای دل اون بشکنه
اما به چه قیمتی به قیمت شکستن دل خودت
آره به قیمت شکستن دل خودت چون خیلی برات عزیزه چون دلش خیلی برات با ارزشه
چون ...
یادته ...؟

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تدبیری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست
مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست
تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیده
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم کوبوندی
به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت کردی
من ازاده ی مغرورو ببین
تو چطور بنده ی عادت کردی
تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم کوبوندی
لیاقت نداری
حیف این اشک که بخواد به پای تو هدر بشه ₪
تو لیاقت نداری عمرم با تو به سر بشه ₪
کی خیال می کردن برم تا تو توفه سر بالا بشی₪
واسه مهربونی هام درست مثل بلا بشی ₪
حقته توی کوچه ها میون آشغال ها باشی ₪
تو خودت بمونی و ساکت و بی صدا باشی ₪
یادته چقدر برات می شستم و پا می شدم ₪
واسه ی عوامرت تا به کمر خم می شدم ₪
اون قدر می خواستمت که هیچ چیزی حالیم نبود₪
واسه من ملاک فقط حضور چشمای تو بود ₪
همه زندگی رو من به پای تو باخته بودم ₪
ولی خاک بر سر من که تو رو نشناخته بودم ₪
تولدم مبارک
بخاطر مسافرت نتونستم یازدهم آپ کنم
وقتی خیلی تنهایی ... چرا یه هم صحبت نیست ؟ دلیلش این نیست که دیگران درکت نمی کنن و با رفتارشون باعث میشن عکس العمل بدی نشون بدی و جز اینکه ازت دوری می کنن کار دیگه ای بلد نیستن ؟

