یادته ...؟

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست
میدونی تو قلب من نقطه ی تدبیری نیست
گریه ی شبونه رو جز تو که تسکینی نیست
مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست
تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیده
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم کوبوندی
به تو نفرین دل عاشق دل زار
تو منو غرق خجالت کردی
من ازاده ی مغرورو ببین
تو چطور بنده ی عادت کردی
تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی
تو چه بیهوده ز من رنجیدی
به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی
غم عالم به دلم کوبوندی
